CoreTech

آیفون دئو با وجود نوآوری‌های اپل همچنان مشکلات اصلی گوشی‌های تاشو را حل نمی‌کند

پوریا | ۴ ساعت پیش

آیفون دئو بالاخره به نخستین گوشی تاشوی اپل تبدیل شده، اما ورود اپل به این بازار لزوماً مشکلات قدیمی این فرم‌فاکتور را حل نکرده. بررسی تجربه نسل‌های مختلف گوشی‌های تاشو نشان می‌دهد قیمت حدود ۲ هزار دلاری، نمایشگر داخلی نه‌چندان کاربردی مانند تبلت، دوربین ضعیف‌تر، شارژدهی کمتر، محدودیت حرارتی و نگرانی درباره دوام، همچنان بخشی از معادله هستند و دئو نیز از بسیاری از این مصالحه‌ها دور نمانده.

اپل پس از ۱۹ سال یعنی از زمان عرضه نخستین آیفون برای اولین‌بار یک فرم‌فاکتور کاملاً جدید را به خانواده آیفون آورده. با این حال گوشی‌های تاشو برای بازار فناوری پدیده تازه‌ای نیستند؛ نخستین گلکسی Z فولد حدود هفت سال پیش معرفی شد و از آن زمان مدل‌های متعدد و گاه کوتاه‌عمر از سوی شرکت‌های بزرگ عرضه شده‌اند. حتی نخستین گوشی تاشویی که نام دئو داشت، محصول مایکروسافت بود.

یکی از نخستین موانع قیمت است، برچسب حدود ۲ هزار دلاری گوشی‌های تاشوی پرچم‌دار از ابتدای این بازار تقریباً ثابت مانده و دئو نیز این الگو را تغییر نداده. چنین قیمتی نزدیک به دو برابر بسیاری از گوشی‌های پرچم‌دار معمولی است و برای دستگاهی که همچنان اساساً یک گوشی محسوب می‌شود، رقم سنگینی به حساب می‌آید؛ حتی برای خریدارانی که بودجه بالایی دارند.

با گذشت هفت سال از نخستین تاشو سامسونگ، این پرسش مطرح شده که آیا قیمت بالا واقعاً محدودیتی فنی و اقتصادی است یا بیشتر به ایجاد حس برتری کمک می‌کند. استقبال محتاطانه خریداران نشان می‌دهد بسیاری به ارزش خرید چنین دستگاه‌هایی تردید دارند و حتی کاربران متمول نیز در موارد زیادی سراغ گوشی‌های پرچم‌دار استاندارد رفته‌اند. اپل شاید بتواند این تصور را تغییر دهد، اما دیگر تضمینی برای آن وجود ندارد.

اپل در گذشته بارها توانسته قیمت‌های بسیار بالا را با اتکا به اعتبار برند خود توجیه کند اما نمونه‌هایی مانند هدست ویژن پرو و آیفون ایر نشان داده‌اند که حتی این برند نیز از شکست محصولات گران‌قیمت مصون نیست. احتمالاً همین تجربه‌ها باعث شده قیمت پایه دئو به ۳ هزار دلار نرسد؛ رقمی که پیش‌تر درباره آن گمانه‌زنی شده بود با این حال حدود ۲ هزار دلار همچنان بسیار بالاست.

ایده اصلی گوشی‌های تاشوی کتابی این است که یک گوشی و یک تبلت را هم‌زمان در جیب داشته باشید اما تجربه واقعی همیشه چنین نتیجه‌ای ندارد. تبلت‌ها معمولاً فضای بیشتری برای تماشای محتوا، کار، طراحی یا حتی پیمایش بی‌پایان شبکه‌های اجتماعی دارند و شارژدهی بهتری ارائه می‌کنند. در مقابل نمایشگر داخلی بسیاری از تاشوها آن‌قدر بزرگ نیست که تفاوتی بنیادین ایجاد کند.

مشکل فقط اندازه نمایشگر نیست؛ بسیاری از اپلیکیشن‌ها هنوز برای فضای بزرگ‌تر گوشی‌های تاشو بهینه نشده‌اند و در نتیجه صرفاً کشیده یا بزرگ‌نمایی می‌شوند. حتی هنگام تماشای ویدئو، نمایشگر داخلی همیشه تجربه‌ای کاملاً متفاوت از نمایشگر بیرونی ارائه نمی‌کند، زیرا عرض آن در حالت افقی ممکن است مشابه باشد. استفاده از نمایشگر داخلی همچنین فشار بیشتری به باتری وارد می‌کند و شارژدهی کاهش می‌یابد.

در سوی دیگر، بخش گوشی این ترکیب دوگانه نیز معمولاً با محدودیت همراه است. گوشی‌های تاشو اغلب ضخیم‌تر و سنگین‌تر از مدل‌های عادی هستند و در زمینه دوربین، شارژدهی، عملکرد حرارتی و مقاومت در برابر نفوذ آب و گردوغبار نیز عقب‌تر می‌مانند. بنابراین وعده داشتن دو دستگاه در یک محصول، الزاماً به معنای تجربه بهتر نیست و گاهی می‌تواند مجموعه‌ای از نقاط ضعف هر دو دسته را کنار هم قرار دهد.

ساختار داخلی گوشی تاشو نیز محدودیت‌های فیزیکی مشخصی ایجاد می‌کند. می‌توان این دستگاه‌ها را تقریباً دو گوشی دانست که روی یکدیگر قرار گرفته‌اند و همین موضوع اجازه نمی‌دهد هر نیمه ضخامت زیادی داشته باشد. در چنین شرایطی، دوربین‌ها یکی از نخستین بخش‌هایی هستند که تحت فشار قرار می‌گیرند؛ زیرا سازنده باید میان ضخامت کلی دستگاه و فضای موردنیاز برای سخت‌افزار تصویربرداری تعادل برقرار کند.

آیفون دئو در بخش پشتی به دوربین اصلی و فوق‌عریض مجهز شده،. دوربین فوق‌عریض احتمالاً با نمونه استفاده‌شده در آیفون ۱۸ پرو اشتراک‌هایی دارد، اما دوربین اصلی از نظر کیفیت در سطح آن گوشی نیست ولی مهم‌تر اینکه دئو دوربین تله‌فوتو ندارد. بنابراین با وجود قیمت بسیار بالاتر نسبت به آیفون ۱۸ پرو، خریدار نباید انتظار مجموعه دوربین مشابهی داشته باشد؛ محدودیتی که در سایر تاشوها نیز دیده شده.

باتری نیز از محدودیت‌های ساختاری فرم‌فاکتور تاشو است. فضای داخلی دستگاه محدود است و باتری هم باید میان دو نیمه تقسیم شود؛ روشی که از نظر استفاده بهینه از فضا چندان ایده‌آل نیست. داده‌های آزمایشگاهی محدود اپل نشان می‌دهد دئو حتی هنگام استفاده از نمایشگر بیرونی، شارژدهی پایین‌تری از آیفون ۱۸ پرو مکس دارد و هنگام پخش ویدئو روی نمایشگر داخلی، فاصله بیشتر می‌شود.

این اختلاف را می‌توان در نگاه اول بهای استفاده از نمایشگر بزرگ‌تر دانست اما اثر محدودیت باتری فقط هنگام روشن بودن نمایشگر داخلی دیده نمی‌شود. فعالیت‌هایی مانند برقراری تماس نیز تحت تأثیر ظرفیت و طراحی باتری قرار می‌گیرند. علاوه بر این آیفون دئو سرعت شارژ پایین‌تری دارد. در نتیجه کاربر علاوه بر پذیرش شارژدهی کمتر، باید زمان بیشتری را نیز برای رساندن دستگاه به شارژ کامل در نظر بگیرد.

ضخامت کم هر نیمه پیامد دیگری هم دارد و آن عملکرد حرارتی ضعیف‌تر است. فضای کمتر و مواد محدودتر برای انتقال و دفع گرما باعث می‌شوند تراشه دستگاه زودتر و شدیدتر برای کنترل دما فرکانس خود را کاهش دهد. در نتیجه، دئو با وجود استفاده از همان چیپست مدل پرو، هنگام بار کاری سنگین زودتر از آن گوشی از عملکرد اوج فاصله می‌گیرد و افت عملکرد شدیدتری خواهد داشت.

دوام نیز از نقاط ضعف شناخته‌شده گوشی‌های تاشو است، وجود قطعات متحرک، پیچیدگی ساختار را افزایش می‌دهد و یک نقطه بالقوه دیگر برای خرابی ایجاد می‌کند. حالا این مسئله را کنار لولای بزرگی قرار دهید که دو بخش دستگاه را به هم متصل می‌کند و روی آن نیز یک لایه شیشه‌ای حساس قرار گرفته است. نتیجه، ریسک بالاتر آسیب‌دیدگی نسبت به گوشی‌های معمولی خواهد بود.

گوشی‌های تاشو همچنین سابقه چندان درخشانی در مقاومت برابر نفوذ آب و گردوغبار ندارند. اپل در دئو با ارائه گواهی IP68 نسبت به بسیاری از رقبای این دسته گام مهمی برداشته است اما ساختار لولایی و شیشه انعطاف‌پذیر همچنان آسیب‌پذیر است. از طرف دیگر، قاب محافظ نیز راه‌حل کاملی نیست؛ زیرا قاب‌های مخصوص گوشی‌های تاشو به دلیل محدودیت‌های طراحی، معمولاً نمی‌توانند مانند قاب گوشی‌های عادی محافظت مؤثری ارائه کنند.

یکی دیگر از تغییرات قابل توجه دئو استفاده از Touch ID است؛ قابلیتی که پس از SE دوباره به آیفون بازگشته. برای کاربری که به راحتی Face ID عادت کرده، این موضوع می‌تواند یک عقب‌گرد محسوب شود. طراحی تاشو باعث می‌شود استفاده از حسگرهای Face ID روی هر دو نمایشگر پیچیده باشد و به همین دلیل اپل حسگر اثر انگشت را روی لبه سمت راست دستگاه قرار داده.

حسگر اثر انگشت کناری برای همه کاربران ایده‌آل نیست، کاربران چپ‌دست عملاً برای باز کردن راحت دستگاه بیشتر به دست راست وابسته می‌شوند و حتی کاربران راست‌دست نیز برای دسترسی طبیعی به حسگر، اغلب باید از همان دست استفاده کنند. سطح کوچک‌تر این حسگرها نیز می‌تواند خطاهای بیشتری هنگام ثبت یا تشخیص اثر انگشت ایجاد کند. قرار دادن حسگر در پشت می‌توانست ساده‌تر باشد، اما طراحی ظاهری معمولاً مانع چنین راهکاری شده.

چیدمان فیزیکی دئو یک نکته عجیب دیگر هم دارد: دکمه‌های تنظیم صدا روی لبه بالایی دستگاه قرار گرفته‌اند. این محل قرارگیری، بسته به نحوه در دست گرفتن گوشی، می‌تواند استفاده از دکمه‌ها را دشوارتر کند. در مجموع، محدودیت‌های ناشی از فرم‌فاکتور تاشو فقط به صفحه‌نمایش و لولا محدود نیست و حتی جزئیاتی مانند جای حسگر اثر انگشت و دکمه‌های فیزیکی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

چین‌خوردگی نمایشگر داخلی هم همچنان کاملاً از بین نرفته. سازندگان در نسل‌های اخیر پیشرفت زیادی در کاهش دیده‌شدن این چین داشته‌اند و فایند N6 یکی از کم‌نمایان‌ترین نمونه‌های امسال محسوب می‌شود. اپل با استفاده از پوشش نانو مات روی نمایشگر داخلی، بازتاب‌های آینه‌ای و خیرگی را کاهش داده؛ بازتاب‌هایی که معمولاً چین را واضح‌تر می‌کنند. با این حال خود چین هنوز وجود دارد.

در نمونه‌های اولیه‌ای که از آیفون دئو دیده شده، سطح نمایشگر داخلی تا حد زیادی صاف به نظر می‌رسد و حذف بازتاب‌های شدید باعث می‌شود چین کمتر به چشم بیاید. با این حال، طراحی کاملاً بدون چین هنوز محقق نشده. بنابراین اگر وجود هرگونه چین روی نمایشگر برای کاربر آزاردهنده باشد، دئو نیز نمی‌تواند این مسئله را به‌طور کامل برطرف کند و شاید هنوز زمان مناسبی برای مهاجرت به تاشو نباشد.

با وجود این محدودیت‌ها، اپل در چند بخش تجربه تاشو را بهتر از بسیاری از رقبای اندرویدی طراحی کرده. یکی از مشکلات قدیمی تاشوهای اندرویدی، نبود اپلیکیشن‌های واقعاً بهینه برای نمایشگر بزرگ‌تر است؛ بسیاری از برنامه‌ها فقط کشیده و بزرگ می‌شوند. اپل از همین حالا نمونه‌هایی از اپلیکیشن‌های سازگار با رابط کاربری دو نمایشگر دئو را نشان داده و احتمال می‌رود توسعه‌دهندگان مهم، طی یک سال آینده تجربه‌های بومی‌تری ارائه کنند.

بخش نرم‌افزار فقط به اندازه صفحه محدود نمی‌شود. داشتن دو نمایشگر با نسبت تصویر، وضوح و نرخ نوسازی متفاوت، انتقال روان اپلیکیشن‌ها میان دو حالت را برای توسعه‌دهندگان دشوار می‌کند. بازی‌ها معمولاً یکی از بدترین نمونه‌ها هستند و در بسیاری از تاشوهای اندرویدی، تغییر نمایشگر می‌تواند باعث اجرای دوباره بازی شود. دئو در ویدئوهای اولیه، انتقال روان بازی‌ها میان نمایشگر بیرونی و داخلی را بدون مکث نشان داده است.

در دئو، بازی می‌تواند هنگام باز شدن گوشی از نمایشگر بیرونی به داخلی منتقل شود و هم‌زمان با چرخش دستگاه، جهت تصویر را نیز تغییر دهد. این انتقال بدون نمایش صفحه توقف انجام می‌شود و کاربر می‌تواند بین دو نمایشگر جابه‌جا شود. چنین رفتاری نشان می‌دهد اپل از ابتدا تلاش کرده تفاوت دو صفحه را در سطح سیستم‌عامل و تجربه کاربری مدیریت کند، نه اینکه صرفاً یک نمایشگر بزرگ‌تر در اختیار کاربر بگذارد.

اپل همچنین استفاده از حالت نیمه‌باز را جدی‌تر گرفته است. در این وضعیت، برخی اپلیکیشن‌ها محتوای متفاوتی را در دو نیمه نمایش می‌دهند؛ صفحه‌کلید بسته به جهت دستگاه به دو شکل تقسیم می‌شود، پخش‌کننده‌های ویدئو کنترل‌ها را در نیمه پایین قرار می‌دهند و بازی‌ها نیز می‌توانند کنترل‌ها را در بخش پایینی نمایش دهند. دستگاه حتی می‌تواند در حالت وارونه روی لبه‌ها قرار بگیرد و وارد حالت مخصوص میز کنار تخت شود.

در حالت میز کنار تخت، ویجت‌های ویژه‌ای نیز قابل دسترسی هستند. این قابلیت‌ها نشان می‌دهند اپل صرفاً تلاش نکرده نمایشگر بزرگ‌تر را به عنوان دلیل خرید دئو مطرح کند، بلکه برای وضعیت‌های مختلف باز شدن دستگاه کاربردهایی در نظر گرفته است. همین نگاه در مقایسه با بسیاری از تاشوهای اندرویدی که قابلیت نیمه‌باز بودن لولا را داشته‌اند اما کمتر از آن استفاده کرده‌اند، یکی از نقاط قابل توجه طراحی نرم‌افزاری دئو محسوب می‌شود.

سیستم صوتی نیز به دلیل تغییر مداوم موقعیت دو نیمه، برای گوشی‌های تاشو چالش‌برانگیز است. در تبلت‌ها می‌توان بلندگوها را در چهار گوشه قرار داد، اما تاشوها چنین فضای آزادی ندارند. برای نمونه، در گلکسی Z فولد ۸ هر دو بلندگو در یک سمت قرار گرفته‌اند و این موضوع اثر استریو را مختل می‌کند. اپل در دئو یکی از بلندگوها را در یک گوشه و دیگری را به‌صورت مورب مقابل آن قرار داده است.

دئو سپس با کمک نرم‌افزار تشخیص می‌دهد دستگاه از کدام جهت در دست گرفته شده و صدا را بر اساس موقعیت و فاصله نسبی بلندگوها تنظیم می‌کند. هدف این است که تجربه استریو در حالت‌های مختلف نگه‌داشتن گوشی پایدار بماند. بنابراین اپل در کنار حل برخی مشکلات نرم‌افزاری، به جزئیات سخت‌افزاری و صوتی فرم‌فاکتور تاشو نیز توجه کرده است؛ هرچند مشکلات بنیادی این دسته همچنان باقی هستند.

در نهایت، آیفون دئو در تبدیل یک تاشوی کتابی به محصولی کاربردی‌تر پیشرفت‌هایی دارد، اما مشکلات بنیادی این فرم‌فاکتور هنوز با یک نسل محصول برطرف نمی‌شوند. قیمت حدود ۲ هزار دلار، دوربین ضعیف‌تر، شارژدهی کمتر، افت حرارتی، پیچیدگی لولا، Touch ID، چین نمایشگر و محدودیت‌های مقاومت همچنان باید در تصمیم خرید لحاظ شوند. بنابراین پیش از پرداخت این مبلغ، باید پذیرفت که مصالحه هنوز بخش جدایی‌ناپذیر تجربه تاشو است.

منبع

پوریا | ۴ ساعت پیش

دیدگاهتان را بنویسید